Skip to content
October 14, 2012 / zendani1

رضای خوب و خندان / نوشته‌ای از نسرین بصیری

UntitledDD 1 E رضای خوب و خندان / نوشته‌ای از نسرین بصیری

رضای خوب و خندان / نوشته‌ای از نسرین بصیری
به مناسبت تولد رضا خندان – متولّد ۲۳ مهر ۱۳۴۳

در زندگی مردانی را دیده ام که با بمب و خمپاره شهری را به آتش کشیده اند. مردانی که دانشگاه ها را خراب و گورستان ها را آباد کرده اند ، مردانی که اسلحه را اسباب بازی می دانند و وسیله ای برای نمایش قدرت، مردانی که به تن برهنۀ کودکان نگاه می کنند… دست درازی می کنند و جنازه هاشان را مثل دستمال مصرف شده دور می اندازند. مردانی را دیده ام که اسید بروی صورت زنی پاشیده اند که محبت شان را بی جواب گذاشته است، مردانی که دختران و زنان خود را برای چند گرم هروئین و یا هر کوفت و زهر مار دیگری فروخته اند، مردانی که به دختران و خواهران خود دست درازی کرده اند، مردانی که برای انتقام جویی فرزندانشان را دزدیده اند و از محبت مادر محروم کرده اند، مردانی نه چندان عامی که دست به روی همسران و دوست دختر هاشان بلند کرده اند و تازه شاکی شد ه اند که چرا این حرف را زدی و یا آن کار را کردی که من بزنمت . زنانی را دیده ام که وقتی داماد شان زندانی شد، دختران خود را خانه نشین کردند واز ساده ترین تفریحات و پوشیدن لباس رنگی منع کردند، اما وقتی دخترشان به زندان افتاد هنوز یکسال سر نیامده در خانۀ داماد را زده اند که اگر قصد طلاق دادن دخترمان را داری و یا قصد ازدواج مجدد ، رودربایستی نکن بگو …ما تفاهم داریم.

در کشوری که حتی مردان روشنفکر با کمال میل از تمام امکانات و تبعیضات قانونی که به نفع مردان است استفاده می کنند؛ اگر پا داد اجازۀ ازدواج به دختران و اجازۀ سفر به همسران شان نمی دهند، فرزند را از مادر جدا می کنند و با کمال میل چند همسر عقدی و صیغه اختیار می کنند و اگرعشق شان کشید و وسعشان نرسید تنها به محضر می روند و طلاق می دهند و “تجدید فراش” می کنند و اگر پدر یا مادرشان از دنیا رفت دو برابر خواهران خود ارث می برند. در این وضعیت حضورهمسر و پدر مهربانی مثل رضا خندان “غنیمت” است. حضور او چلچله ای است که حتی در قلب پائیز نوید بهار را می دهد. رضا جان، مرد مهربان تولدت مبارک. برایت شاد ترین روز ها را در کنار نسرین، نیما و مهرآوه آرزو می کنم.

و مرسی از سهیل “بیدار” که اگر تلنگر نمی زد “خواب” می ماندم و روزم بی تبریک گفتن به یکی از نازنین ترین مردان سرزمینم سپری می شد

نسرین بصیری
مهر ۱۳۹۰

 

دکترنسرین بصیری در رشته علوم سیاسی در اتریش تحصیل نموده است و دکترای علوم سیاسی خود را در نوامبر ۱۹۷۱ اخذ نموده. او بین سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ در دانشگاه اقتصاد برلین در زمینه تاریخ اقتصاد و علوم اجتماعی تدریس نموده است. نسرین بصیری در فوریه ۱۹۷۹ به ایران باز می گردد و به مدت یک سال در دانشگاه تهران در رشته‌های اقتصاد و جامعه شناسی تدریس می کند.

بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ نسرین بصیری عضو هیات مدیره اتحاد ملی زنان بود که به دلیل فعالیت‌هایش در زمینه زنان تحت تعقیب می گردد تا این که در نهایت مجبور می شود در سال ۱۹۸۳ ایران را به مقصد آلمان ترک گوید. او در آلمان به ارائه خدمات مشاوره در چندین مرکز پناهندگان می پردازد و فعالیت‌های خویش را در زمینه زنان آغاز می کند. همچنین در دانشگاه برلین در زمینه فلسفه و علوم اجتماعی تدریس می نماید.

نسرین بین سال‌های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۹ در چندین شبکه رادیویی فعالیت داشته که از آن جمله عبارتند از آر بی‌بی، دویچه وله، رادیو آلمان، برمن، بی‌بی سی، آر اف آی… او همچنین چندین کتاب کودکان و رمان را به فارسی ترجمه نموده که عبارتند از:ما برای دون کاماله زیتون نمی چینیم، چگونه انسان برده می شود، ماهی کوچولو، اوزک‌ها نمی میرند، گرفتار طرح‌های پیش داوری و نه بدون حجاب تعصب. او خود نیز تالیفاتی داشته و در مجلات گوناگون نوشته در موضوعاتی چون زنان ایرانی، اسلام، ادبیات‌سیاسیت و فرهنگ در ایران، نژادپرستی درآلمان، فرانسه، سوییس و آمریکا مقاله نوشته.

 

 

منبع: سهیل پرهیزی

رضای خوب و خندان / نوشته‌ای از نسرین بصیری Source: Sepidedam.Org

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: