Skip to content
August 13, 2012 / zendani1

نامه ای خطاب به ولی امر مسلمین جهان از طرف یک بازمانده زلزله آذربایجان

دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱

402069 195445733918964 790816701 n نامه ای خطاب به ولی امر مسلمین جهان از طرف یک بازمانده زلزله آذربایجان

!!! به رسم ادب نامه ام را با سلام آغاز می کنم پس سلام بر تو ای ولی امر مسلمین

 

قبل از آغاز سخنم می خواهم کمی از خودم برایت بنویسم تا حداقل بدانی که چه کسی این نامه را برایت نوشته هر چند که شاید هیچگاه خود نخوانی ولی اطرافیانت شاید برایت بازگو کنند، باشد که به هنگام شنیدن لبخندی بر لبانت بنشیند. من یکی از بازمانده های زلزله آزربایجان هستم، همان کسی که تا دیروز خانه و کاشانه ای داشت و امروز تلی از خاک نصیبم شده. استاد نامه نگاری نیستم ولی دردی در دل دارم که می توانم به قلم آورم شاید مرهمی باشد بر این دل زخمی من. به فارسی می نویسم تا به زحمت نیافتی و راحت بخوانی هر چند که نوشتن به زبان غیر مادری آن هم نوشتن یک نامه پر از احساس سخت است ولی با این همه می خواهم بخوانی و بدانی.

 

دیروز آزربایجان همان منطقه ای که از آن به عنوان سر ایرانتان مس شناسید لرزید، ملتی از این دیار اسیر خاک شدند و مابقی آواره و سرگردان. همان ساعتی که تو نظاره گر غرور آفرینی فرزندانت در کشتی بودی منم نظاره گر جسدهایی بودم که زیر آوار مانده بودند. دیروز تو می خندیدی و من می گریستم. تو برای پیروزی فرزندانت در عرصه ورزش زمین و زمان را به هم دوختی و من برای در امان ماندن از زلزله خاک بر سرم می ریختم. دیروز منتظرت بودم که بعد از اینکه مدالهای رنگارنگ چهره نورانی ات را شاد کند یادی از ما هم بکنی همان کسانی که روزی برای ماندنت جان می دادند و ما را دلیر مرد آزربایجان خطاب می کردی. راستی میدانی که ورزقان کجاست؟ همان شهری که طلا و جواهراتش خانه ات را مزین نموده، همان شهری که با مس سونگونش در دنیا شناخته شده است اما دریغ از یک بیمارستان. اهر همان منطقه ای که میوه هایش وزین سفره های افطاری ات شده و هریس شهری که فرشهایت زیر پایت افتاده. می دانم که نمی شناسی و نخواهی شناخت. تو را اینگونه آدرس دادم تا بدانی که شاید از اینکه مبادا طلاهایت کم شود، میوه و فرشهایت ناقص گردد یادی از ما کنی.

 

ولی امر مسلمین جهان، بخصوص فلسطین و سوریه و لبنان و … ، دیروز مسلمین این دیار هم کشته و زخمی شدند و تو برای سوگواری و ابراز همدردی با ملت سوریه بیانیه صادر کردی. دیروز من هم منتظرت ماندم ولی امروز هم از تو خبری نشد. همه منتظر دستور تو بودند که به دادمان برسند و شما زحمت امر کردن را هم به خود ندادی. دیروز برای علی(ع) اشک تمساح می ریختی و من را از یاد برده بودی. می دانی که علی هیچ نیازی به اشکهای تو ندارد ولی آن طفل زیر خاک مانده منتظر دستور تو برای همیاری هموطنانش بود.

 

ای رهبر فرزانه همین سرزمینی که امروز با خاک یکسان شده فردا با دستان من و ما دوباره احیا خواهد شد ولی دل زخمی من هرگز. قصد التماس ندارم خواستم فقط یادآوری کنم که فردا دیگر از من انتظاری نداشته باشی که یاورت باشم. امروز تو دینت را برایم ادا کردی و فردا نوبت من است.

 

دشمن چندین ساله من آمریکا! پیام تسلیت فرستاد، کشور لاییک و بی دین تورکیه نیرو و آذوقه فرستاد، آزربایجان ضد اسلام و اسرائیلی همدردی نمود و تو از حلب و سوریه و لبنان برایم گفتی.

 

.سخن را کوتاه می کنم و به یک جمله اکتفا می کنم که امروز تو هم سفره ات را به عیان و آشکارا از من جدا کردی و من هم دیگر منتظرت نیستم

 

.خداحافظ ای رهبر کشور ایران فارسی و سوریه و لبنان و فلسطین

 

: منبع

بیداد خواهیم شد…فریاد خواهیم زد…از پس این وقت…

 

نامه ای خطاب به ولی امر مسلمین جهان از طرف یک بازمانده زلزله آذربایجان Source: Sepidedam.Org

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: